اپستین مهره پنهان دیپلماسی تلآویو؟ از ایمیلهای موساد تا کنترل ترامپ
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، انتشار هزاران صفحه از اسناد محرمانه افبیآی و ایمیلهای هکشده «ایهود باراک»، تصویر عمومی جفری اپستین را از یک «مجرم جنسی ثروتمند» به یک «کارگزار سایه» برای منافع راهبردی اسرائیل تغییر داده است. اسناد جدید نشان میدهند که شبکه نفوذ او فراتر از جزیره خصوصیاش، تا دفتر بیضی کاخ سفید، میدانهای گازی مدیترانه و اتاقهای فکر کرملین امتداد داشته است.
سالهاست که روایت غالب رسانههای غربی درباره جفری اپستین، حول محور شبکه قاچاق جنسی و فساد اخلاقی میچرخد. اما اسناد تازهای که از دل بایگانیهای افبیآی و سرورهای ایمیل شخصی مقامات سابق اسرائیلی استخراج شده، لایه دومی از فعالیتهای او را فاش میکند: دیپلماسی سیاه.
گزارشهای جدید حاکی از آن است که اپستین نهتنها با سازمان موساد همپوشانی عملیاتی داشته، بلکه بهعنوان یک «کاتالیزور» در معاملات کلان انرژی و امنیتی اسرائیل ایفای نقش کرده است؛ معاملاتی که پای او را به فروش گاز میدان «لویاتان» به مصر، مذاکرات محرمانه با پوتین و تجهیز دیکتاتورهای آفریقایی به ابزارهای جاسوسی سایبری باز کرد.
ترامپ، کوشنر و «نفوذ» اسرائیل؛ روایت افبیآی از کاخ سفید
شاید تکاندهندهترین بخش اسناد منتشرشده، یادداشت محرمانه افبیآی مربوط به سال ۲۰۲۰ باشد که توسط پایگاه خبری «میدل ایست آی» (Middle East Eye) افشا شده است. این سند که حاصل بازجویی از یک «منبع انسانی محرمانه» است، صراحتاً ادعا میکند که دونالد ترامپ در دوران ریاستجمهوریاش «توسط اسرائیل سازشپذیر شده بود.» در ادبیات اطلاعاتی، واژه «Compromised» یا «سازشپذیر» به معنای تحت نفوذ قرار گرفتن یک مقام از طریق اهرم فشار یا اطلاعات مخرب است.
اسناد تازهای که از دل بایگانیهای افبیآی و سرورهای ایمیل شخصی مقامات سابق اسرائیلی استخراج شده، لایه دومی از فعالیتهای او را فاش میکند: دیپلماسی سیاه
بر اساس این سند، منبع افبیآی متقاعد شده بود که اپستین یک «مأمور جذبشده توسط موساد» بوده است.
همچنین جرد کوشنر در این اسناد بهعنوان «مغز متفکر واقعی» دولت ترامپ معرفی شده که در هماهنگی کامل با شبکه اپستین و منافع اسرائیل عمل میکرده است.
سند افبیآی ادعا میکند که گروه مذهبی «حباد-لوباویچ» تلاش کرده تا ریاستجمهوری ترامپ را «تصاحب»
همچنین از برل لازار، خاخام ارشد روسیه و از نزدیکان پوتین، بهعنوان حلقه اتصال این جریان با الیگارشهای روسی یاد میکند.

رابطه اپستین و موساد در ایمیلهای خصوصی او با ایهود باراک (نخستوزیر و وزیر جنگ سابق اسرائیل) نیز با زبانی کنایهآمیز تأیید شده است. در یکی از ایمیلها، اپستین به باراک مینویسد: «باید روشن کنی که من برای موساد کار نمیکنم :)». باراک پاسخ میدهد: «تو یا من؟» و اپستین مینویسد: «من که کار نمیکنم :)».
داستان لویاتان؛ چگونه اپستین گره کور انرژی اسرائیل را باز کرد؟
یک گزارش تحقیقی از «دراپ سایت» نشان میدهد که نقش اپستین در اقتصاد اسرائیل بسیار فراتر بوده است. او یکی از مهرههای کلیدی در به ثمر نشستن پروژه عظیم گازی «لویاتان» بود؛ پروژهای راهبردی که استقلال انرژی اسرائیل را تضمین کرد. بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵، توسعه این میدان گازی با موانع جدی سرمایهگذاری و قوانین ضد انحصار روبرو بود. در این نقطه بحرانی، اپستین وارد میدان شد.
اپستین با استفاده از نفوذ خود در بانک جیپیمورگان، زمینه دیدار محرمانه بنیامین نتانیاهو با مدیران ارشد این بانک را در مارس ۲۰۱۱ فراهم کرد. درست در روزی که کمیته مالی کنست در حال رأیگیری حیاتی درباره مالیات گاز بود، اپستین تأییدیه ملاقات را گرفت. وقتی مدیر بانک از این موفقیت غیرمنتظره ابراز تعجب کرد، اپستین کوتاه نوشت: «Surprise Surprise».رای تلآویو، اپستین ابزاری بود که میتوانست مأموریتهایی را انجام دهد که دیپلماتهای رسمی از اجرای آن ناتوان بودند: گشودن درهای بسته در کرملین، دور زدن تحریمها در آفریقا و تأمین مالی پروژههای استراتژیک در مدیترانه.
همزمان اپستین به ایهود باراک آموزش میداد که چگونه خود را بهعنوان یک متخصص انرژی جا بزند تا بتواند با شرکتهای نفتی خارجی مذاکره کند.
فساد پشت پرده این قراردادها بعدها در صدای ضبطشده «یائیر نتانیاهو» (پسر نخستوزیر) در خروجی یک باشگاه لو رفت. او در حال مستی به پسر یکی از سرمایهداران گازی (کوبی مایمون) میگوید: «پدر من ۲۰ میلیارد دلار پول برای پدر تو جور کرد و تو نمیتوانی ۴۰۰ شکل (واحد پول اسرائیل) به من قرض بدهی؟»
کانال مسکو
در اوج جنگ داخلی سوریه (۲۰۱۳)، زمانی که اسرائیل نگران انتقال سلاحهای شیمیایی و پیشرفته به حزبالله بود، ایهود باراک به یک کانال محرمانه با ولادیمیر پوتین نیاز داشت. اسناد نشان میدهد اپستین معمار این کانال بود.
اپستین با بهرهگیری از روابط خود با نخبگان اقتصادی روسیه، دیداری خصوصی برای باراک با پوتین در حاشیه مجمع اقتصادی سنپترزبورگ (ژوئن ۲۰۱۳) ترتیب داد. هدف، متقاعد کردن روسیه برای مدیریت برکناری بشار اسد بود.
ایمیلها فاش میکنند که باراک پیشنویس مقالات خود را برای اپستین میفرستاد تا او آنها را برای رسانههای غربی تنظیم کند. اپستین حتی تیتر مقاله باراک را به «صبر کنید تا خیلی دیر شود» تغییر داد تا لحن تندتری علیه سیاستهای اوباما داشته باشد و آمریکا را به مداخله نظامی تشویق کند.
اپستین در ایمیلی به باراک نوشت: «با وجود ناآرامیها در اوکراین، سوریه و لیبی، آیا این وضعیت برای تو عالی نیست؟» باراک پاسخ داد: «حق با توست، اما تبدیل کردن این وضعیت به جریان نقدینگی (Cash Flow) کار سادهای نیست.»

صادرات به دیکتاتورها
«تبدیل ناآرامی به پول» دقیقاً همان کاری بود که اپستین و باراک در آفریقا و آسیا انجام دادند. اسناد نشان میدهد که این دو نفر تسهیلگر فروش تکنولوژیهای جاسوسی و نظامی اسرائیل به رژیمهای در حال گذار یا دیکتاتوری بودند.
در یک نمونه، در حالی که ساحل عاج تحت تحریم تسلیحاتی سازمان ملل قرار داشت، اپستین و باراک با آلاسان واتارا ، رئیسجمهور وارد مذاکره شدند. اپستین در دیدارهای خصوصی با برادرزاده واتارا در نیویورک زمینه را فراهم کرد و باراک بلافاصله پس از ترک وزارت جنگ، قراردادهای فروش سیستمهای شنود (SIGINT) و دوربینهای نظارتی را نهایی کرد. این سیستمها که توسط سربازان «یگان ۸۲۰۰» ارتش اسرائیل طراحی شده بود، به دولت واتارا کمک کرد تا مخالفان سیاسی را سرکوب کند.
اپستین حتی در مغولستان نیز نفوذ داشت. او عضو «هیات مشورتی ریاستجمهوری مغولستان» بود و در جلسات داووس در کنار چهرههایی مثل «لری سامرز» (وزیر خزانهداری سابق آمریکا) به رئیسجمهور مغولستان مشاوره میداد. نتیجه این مشاورهها؟ باراک طرحی برای نوسازی سیستمهای اطلاعاتی و خرید موشکهای ضدتانک به مغولستان ارائه داد و در سفر خود به اولانباتور، یک کلت کمری «جریح» ساخت اسرائیل را بهعنوان هدیه دوستی به مقامات امنیتی این کشور تقدیم کرد.
همکاری با موساد به طمع دلارهای قذافی
«تبدیل ناآرامی به پول» دقیقاً همان کاری بود که اپستین و باراک در آفریقا و آسیا انجام دادند. اسناد نشان میدهد که این دو نفر تسهیلگر فروش تکنولوژیهای جاسوسی و نظامی اسرائیل به رژیمهای در حال گذار یا دیکتاتوری بودندگزارش «یورونیوز» قطعه دیگری از این پازل را تکمیل میکند: طمع مالی بیپایان. ایمیلها نشان میدهد اپستین در سال ۲۰۱۱ تیمی متشکل از افسران سابق MI6 بریتانیا و موساد تشکیل داد تا ۸۰ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده معمر قذافی در غرب را شناسایی کنند. هدف این بود که با بازگرداندن این پول به دولت جدید لیبی، کمیسیونهای کلان دریافت کنند؛ طرحی که نشاندهنده عمق نفوذ او در سیستمهای مالی کثیف بینالمللی بود.
پیوند شوم پول، جاسوسی و باجگیری
تجمیع این گزارشها نشان میدهد که جفری اپستین بسیار فراتر از یک مجرم جنسی بود؛ او یک «کارگزار فرا-ملی» بود که نقاط کور بین دستگاههای اطلاعاتی، بازارهای مالی و دیپلماسی جهانی را به هم متصل میکرد. برای تلآویو، اپستین ابزاری بود که میتوانست مأموریتهایی را انجام دهد که دیپلماتهای رسمی از اجرای آن ناتوان بودند: گشودن درهای بسته در کرملین، دور زدن تحریمها در آفریقا و تأمین مالی پروژههای استراتژیک در مدیترانه. سؤالی که اکنون بیپاسخ مانده این است: با حذف فیزیکی اپستین، آیا فعالیت این شبکه متوقف شده است، یا بازیگران جدیدی در سایه، همان نقش را برای اسرائیل ایفا میکنند؟
ارسال نظر