اثر صندوقهای درآمد ثابت ارزی بر چرخه تولید و خروج سرمایه از ایران | ناطقی: برخی کسبوکارها حاضرند سود 15 درصد پرداخت کنند
به گزارش اقتصادنیوز، راهاندازی صندوقهای سرمایهگذاری با درآمد ثابت ارزی موافقان و مخالفانی دارند، طرحی که تحت نظارت بانک مرکزی و سازمان بورس و اوراق بهادار راه اندازی می شود و هدف آنها جمعآوری منابع ارزی و هدایت آن به سمت طرحهای صادراتمحور است.
اقتصادنیوز: فردین آقابزرگی با اشاره به شرایط فعلی شبکه بانکی گفت: در حال حاضر، اگر اشتباه نکنیم، بالاترین سود سپرده ارزی در نظام بانکی به یورو و حدود ۲ درصد در سال محدود میشود. در چنین فضایی، طرح پرداخت سود 8 تا 12 درصدی ارزی از طریق صندوقهای سرمایهگذاری با درآمد ثابت، از اساس با منطق اقتصادی و واقعیتهای بازار پول همخوانی ندارد.
محمد ناطقی تحلیلگر بازار سرمایه از جمله موافقان این ایده است هرچند چالش های اجرایی شدن آن را هم بیان می کند. او در گفتگو با اقتصادنیوز میگوید: «برخلاف صندوقهای طلا که شیوهای از انباشت ثروت است و هیچ فایدهای ندارند، صندوقهای ارزی میتوانند برای اقتصاد مزیت جدی ایجاد کنند.»
مشروح گفتگوی اقتصادنیوز را با محمد ناطقی در ادامه میخوانید.
*****
*آقای ناطقی! در شرایطی که رشد اقتصادی کشور منفی است و تحریمها و مشکلات مالی هم افزایش پیدا کرده است، سود ارزی صندوقهای با درآمد ثابت ارزی از کجا قرار است تامین شود؟ حتی در شرایطی که اوراق خزانه آمریکا سودی کمتر از ۴ درصد دارد، به نظرتان پرداخت سود دلاری دو رقمی از سوی یک اقتصاد تحریمشده امکانپذیر است؟
در این خصوص باید به چند نکته توجه داشت. وقتی نرخ بهره اوراق قرضه خزانه آمریکا حدود ۴.۵ درصد است، به طور طبیعی کسی که قصد دارد منابع ارزی خود را سرمایهگذاری کند، با چنین نرخهای پایینی این کار را در ایران انجام نخواهد داد و این بازدهی را از آمریکا دریافت میکند، زیرا ریسک ایران با آمریکا قابل مقایسه نیست. بنابراین ما باید نرخ بهره بالاتری ارائه دهیم.
به اعتقاد من، نرخهای ۸ تا ۱۲ درصدی که برای این صندوقها اعلام شده حتی میتواند کم باشد؛ چرا که افراد بسیاری حاضر نیستند با چنین ریسکی به نهادهای ایرانی پول بدهند. اگر قرار است صندوق ارزی شکل بگیرد، به طور منطقی باید بر پایه اوراق ارزی بنا شود. همانطور که صندوقهای درآمد ثابت به اوراق درآمد ثابت تامین مالی وابسته است، این صندوقهای ارزی هم باید از محل اوراق ارزی که شرکتها برای تأمین مالی پروژههای مختلف منتشر میکنند، تغذیه شوند.
نرخ بهره تامین مالی ارزی در بازار آزاد حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد است
اینکه گفته میشود چنین بازدهیهایی در ایران وجود ندارد، گزاره دقیقی نیست؛ زیرا طبق اصول اقتصادی، هر سطح از ریسک در یک کشور میتواند به معنای افزایش بازدهی باشد. به عنوان مثال، پروژهای که در ایران اجرا میشود به طور منطقی باید سود ارزی بالای ۲۰ درصد داشته باشد، وگرنه سرمایهگذار ترجیح میدهد آن را در کشورهای حاشیه خلیجفارس مثل قطر یا امارات سرمایهگذاری کند. برای همین، این صندوقها محل خوبی برای تامین مالی هستند.
کما اینکه نرخ بهره تامین مالی ارزی در بازار آزاد نیز همین الان حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد است. نکته مهم این است که دولت بتواند شیوه تامین مالی از اوراق قرضی را برای بسیاری از صنایع بزرگ، مانند فولاد و پتروشیمی فراهم کند. هماکنون بسیاری از صنایع مثل فولاد و پتروشیمی طرحهایی با نرخ بازده داخلی (IRR) بالای 20 درصد یا حتی طرحهای انرژی خورشیدی با نرخ بازده داخلی دلاری بالای 15 درصد دارند.
صندوقهای طلا را بزرگ کردند، اما...
*پس نگاه شما برخلاف نقدهایی که به این طرح می شود، مثبت است و ...
به نظر من، یکی از اشتباههای بزرگ سازمان بورس، بزرگ کردن بیش از حد صندوقهای طلا بود. اکنون حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ همت در صندوقهای طلا انباشته شده است. عملاً بخش مهمی از بازار سرمایه کشور را ذینفع چیزی کردند که فایده مولدی برای اقتصاد کشور ندارد و صرفاً طلا را در جعبههای بورس کالا پنهان کرده است؛ بدون اینکه اوراق طلایی برای تأمین مالی صنایع از طریق بورس وجود داشته باشد.
اما برخلاف صندوقهای طلا که شیوهای از انباشت ثروت است و هیچ فایدهای ندارند، صندوقهای ارزی میتوانند برای اقتصاد مزیت جدی ایجاد کنند. در حال حاضر کسبوکارهای بسیاری وجود دارند که شاید توان پرداخت سود ریالی ۵۰ درصدی را نداشته باشند، اما حاضرند سود ارزی ۱۵ درصدی پرداخت کنند.
وقتی بازدهی دلاری یک پروژه ۲۰ درصد است، اما برای تولیدکننده منطقیتر است که با سود ۱۲ درصد دلاری، تأمین مالی کند تا اینکه زیر بار سود ریالی ۶۰ درصدی برود. این جای خالی در ساختار مالی کشور ما بسیار احساس میشد. وقتی طرحی دارید که کاملا دلاری است، نیاز دارید تامین مالیاش هم دلاری باشد.
چالش صندوق های ارزی، اعتماد مردم و نحوه خرید واحدهاست
جای تعجب است که چرا تا کنون صندوقها و اوراق ارزی نداشتیم، در حالی که حتی کشورهایی با بحرانهای اقتصادی مانند ترکیه و آرژانتین نیز روشهای تأمین مالی دلاری دارند. دلیل این امر این است که بخش مهمی از صنایع کشورها به دلار وابسته هستند، نه به پول ملی آن کشور. این ابزارها میتوانند به اندازه صندوقهای درآمد ثابت جای خود را باز کنند و شرکتهای بزرگ اوراق منتشر کنند.
*چالش های اجرایی شدن این ایده چیست؟
اما یکی از چالشهای جدی، بحث اعتماد و نحوه خرید واحدها است. اگر دولت بازار آزاد و نرخ سنا را به رسمیت میشناخت و یک نماد شفاف مانند دلار یا تتر در بورس تعریف میشد تا قیمتگذاری بر اساس آن و به صورت شفاف انجام گیرد، ریسک اعتماد از بین میرفت و مردم به راحتی بین داراییهای ریالی و دلاری خود جابهجا میشدند. تاکنون به دلیل نبود زیرساختها و همچنین عدم شفافیت نرخ دلار، این اتفاق نیفتاده است.
اثر صندوقهای ارزی بر تولید ناخالص داخلی
تنها نقدی که میتوان به صندوقهای ارزی وارد کرد، رفتار دولت در گذشته است که اعتماد مردم را نابود کرد. با سرکوب نرخها و عدم شفافیت در نرخ ارزی که قرار است موقع تسویه اعمال شود، به اعتماد عمومی لطمه خورد. اگر این چالش اعتماد حل شود، این پروژه میتواند یکی از بزرگترین پروژههای ملی باشد که بر تولید ناخالص داخلی (GDP) اثر مثبت میگذارد.
ایجاد بازار تأمین مالی ارزی، به همان اندازه بازار بدهی ریالی اهمیت دارد. برای مثال، اگر شرکت فولاد مبارکه یا حتی بخش خصوصی بتواند برای پروژههایی مانند انرژی خورشیدی که بازدهی دلاری دارند، تأمین مالی ارزی انجام دهد، ریسک نوسانات ریالی از بین میرود و روند توسعه سرعت میگیرد.
*برخی تحلیلگران می گویند در شرایطی که یکی از مشکلات کشور خارج شدن سرمایههای مردم از بخش تولید و رفتن به سمت بازارهایی مانند ارز و طلا است، این طرح دولت رسمیت دادن به سرمایهگذاری در بازار ارز است، نگاه شما چیست؟
برخلاف صندوقهای طلا که کارکرد اقتصادی چندانی ندارند، صندوقهای ارزی مستقیماً بر تأمین مالی تولید و اقتصاد ایران اثرگذارند. اگر تقاضا برای ارز به سمت سرمایهگذاری در شرکتهایی مانند گلگهر یا مبارکه هدایت شود، این یک اتفاق مثبت است. این صندوقها در واقع موجب مولدسازی داراییهای مردم میشوند.
اگر تنها ۵ درصد از دلارهایی که مردم در منازل خود نگهداری میکنند، وارد این صندوقها شود، به معنای ورود 5 درصد سرمایه به چرخه تولید است. این کار حتی میتواند از خروج سرمایه جلوگیری کند؛ به عنوان مثال اگر سالی 10 میلیارد دلار خروج سرمایه داریم، ورود 5 درصد به معنای ورود 500 میلیون دلار به صندوق های سرمایهگذاری است.
چرا تجربه سپردههای ارزی بانکها شکست خورد؟
*با توجه به تجربه شکست خورده سپردههای ارزی بانکها در زمان جهش نرخ ارز و تسویه ریالی آنها، چه تضمینی وجود دارد که سود این صندوقها آن هم با این میزان سود محقق شود؟
تفاوت اصلی در این است که اینجا سخن از اوراق ارزی با ضامن بانکی و حضور نهادهای مالی است. نهادهای مالی در بازار سرمایه، اعتبار و آبروی خود را در اولویت قرار میدهند و رقابت شدیدی با هم دارند.
در بورس همه چیز شفاف است؛ شما میدانید پورتفوی صندوق ارزی شامل اوراق کدام شرکتهاست. اگر شرکتی مانند مبارکه یا بانک ضامن و نهاد مالی همگی با هم نکول کنند، این به معنای فروپاشی کل اقتصاد است، نه فقط یک صندوق.
در تجربه سپردههای ارزی، بانکها با تغییر دستورالعملها به نوعی از اعتماد مردم سوءاستفاده کردند، صدای کسی هم درنیامد، اما در بازار سرمایه به دلیل فضای رقابتی و شفافیت، امکان چنین رفتاری بسیار کمتر است.
* این سیاست چه نسبتی با رونق تولید در شرایط رکود و مالیاتهای فعلی دارد؟
این طرح برای پروژههایی که ماهیت ارزی دارند، بسیار راهگشا است. بسیاری از پروژههای ارزی در ایران سودهای بسیار بالایی بین ۲۰ تا ۳۵ درصد دارند، اما چون نمیتوانند تعهد ریالی بدهند، در تأمین مالی دچار مشکل هستند.
در بازار مالی، تناسب بین نوع درآمد و نوع بازده بسیار مهم است؛ کسی که معدن طلا دارد، بهتر است سود طلا بدهد، نه سود دلاری یا ریالی.
ما کشوری هستیم که سالها عقبماندگی در طرحهای دلاری داشتهایم و اکنون طرحهای آماده سرمایهگذاری زیادی داریم که تنها با بازدهی دلاری توجیه پیدا میکنند. در شرایطی که پیش بینی نرخ دلار دشوار است، سرمایهگذار و تولیدکننده هر دو ترجیح میدهند با واحد پول ثابت (دلار) تعامل کنند.
ارسال نظر